حسين قرچانلو

37

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

دروازه توما و شرحبيل بر دروازهء فراديس و ابو عبيده بر دروازهء جابيه فرود آمدند و سرانجام اسقف شهر دمشق با خالد قرار صلح گذاشت ؛ اما ابو عبيده و مسلمانان دروازهء جابيه را به عنوه گشودند و از آن به درون دمشق رفتند . خالد هم از دروازهء شرقى پس از گشودن آن به درون شهر راه يافت . با ابو عبيده در مقسلاط كه جايگاه مسگران در دمشق بود به هم رسيدند . ابو عبيده قرارداد صلح خالد را با مردم دمشق محترم شمرد و آن صلح را تجويز و امضا كرد و آنچه را به عنوه فتح شده بود ناديده گرفت . پس ، دمشق تماما به صلح گشوده شد . روايت است كه جزيه در شام در آغاز فتح ، يك جريب محصول و يك دينار براى هر نفر بود ؛ سپس عمر ميزان جزيه را براى آن دسته از نواحى كه سكّه طلا در آنجا رواج داشت ، براى هر نفر ، چهار دينار و براى نقاطى كه مسكوك نقره رايج بود ، براى هر نفر ، چهل درهم معين كرد . « 1 » در روزگار عثمان ، معاويه به حكومت شام منصوب شد و دمشق را مركز فرمانروايى خود قرار داد . در دوران او اين شهر پايتخت امپراتورى وسيع اسلام شد . قصر خليفه در دمشق در نهايت شكوه بود . ديوارهاى آن با قطعات معرّق و ستونهايش با مرمر و طلا و طاقهايش با جواهرات زينت يافته بود و هوايش به وسيلهء فوّاره‌ها و آبهاى جارى و باغهاى پر درخت تلطيف مىشد . علاقه به عمارت و تزيينات آن اختصاص به حكام وقت نداشت ، بلكه اميران و رجال دولت نيز در اين امر با يكديگر همچشمى مىكردند . « 2 » طرح ساختمان اوليهء مسجد جامع دمشق را كه در زمان امويان و به دوران خلافت وليد ساخته شد ، نخستين بار ابو عبيدة بن جرّاح ريخت و پس از آن به سال 97 ق وليد بن عبد الملك آن را بساخت . محل مسجد پيش از آن كليسا بود . وقتى وليد مصمم شد مسجد را بسازد ، پيشوايان نصارا را گرد آورد و بدانها گفت كه مىخواهد كليسا را داخل مسجد كند و حاضر است در هرجا كه بخواهند كليسايى به آنها بدهد يا قيمت آن را مضاعف بپردازد ، ولى آنها اين سخن را نپذيرفتند . زيرا ، ميان آنها و مسلمانان پيمانى بود كه متعرض كليساها نشوند ؛ امّا وليد به گفتار آنها

--> ( 1 ) . فتوح البلدان ؛ ص 175 - 176 و 178 - 179 . ( 2 ) . ابراهيم حسن ، حسن ؛ تاريخ سياسى اسلام ؛ ج 1 ، ص 479 .